تبليغاتX
دغدغه های یک جوان ایرانی

دغدغه های یک جوان ایرانی

سلام گرم تابستانی به همه دوستان و همراهان

تاخیر بنده رو ببخشید ولی به یاد همه شما در لحظه های پر اضطراب امتحان بودم.

اینجارو موقتا تعطیل میکنم.دوست داشتین در آدرس زیر در خدمت شما خواهم بود.

زمزمه های یک دانشجو

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت   توسط جوان ایرانی 

امشب بعد کلی خستگی هوس لطیفه کردم.چون با شوخی های نژادی و ملیتی مخالفم بعنوان یه دغدغه رفتم سراغ اهل دود.
به امید روزی که یه معتاد هم نداشته باشیم.

یه ترياكي به انتظار تاكسي ايستاده بود و مي گفت:
تاكشي, تاكشي...
تاكسي پنج متر جلوتر ايستاد. ترياكي داد زد:
آخه لامشب كجا وايشتادي؟ مقشدم اونجاست! 

اینم یه لطیفه دیگه:

یکی افتاده بود روي يک نفر و دبزن و مرتب داد ميزد: مردم کمک، کمک کنيد مردم....!
بهش گفتند: مرد حسابي تو که خوب داري طرف رو مشت و مال ميدي. ديگه براي چي کمک ميخواي؟
گفت: نامرد بهم گفته اگه بلند شدم مي کشمت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط جوان ایرانی  | 

برای روزهایی که بودی و نبودی
برای لحظه لحظه هایی که نبودی و بودی
برای جایگاهی که تعریف نشد
و برای نامی که نا آشنا ماند
برای احساسی که فوران نکرد
برای عشقی که پا نگرفت
برای سخنی که گفته نشد تا شنیده شود
نوشته نشد تا خواند شود
بنام آنکه نخواند و نشنید و ندید و نگفت
بنام آنکه زد و شکست و گسست و رفت
بنام آنکه ریخت ...
بنام پدر
بنام دوستی که نخواست تا بخواهد

چقدر از اینجور متن ها متنفرم !
این مال من نیست.مال یکی دیگه هست.اگر هم خوشتون نیومد مجبور نیستین بخونین.
یه وبلاگ دیگه ببینین.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت   توسط جوان ایرانی  | 

یه وقتایی دل آدم میخاد پر بکشه.
ماه رجب از اون وقتاست.
خواستم خدا حواله کنه رفتم سراغ حافظ شیرین سخن:

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بايدش 
بر جفای خار هجران صبر بلبل بايدش
ای دل اندربند زلفش از پريشانی منال 
مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش
رند عالم سوز را با مصلحت بينی چه کار 
کار ملک است آن که تدبير و تامل بايدش
تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافريست 
راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش
با چنين زلف و رخش بادا نظربازی حرام 
هر که روی ياسمين و جعد سنبل بايدش
نازها زان نرگس مستانه‌اش بايد کشيد 
اين دل شوريده تا آن جعد و کاکل بايدش
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند 
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
کيست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود 
عاشق مسکين چرا چندين تجمل بايدش

ممنونم خدا

دوستانی که میرن اعتکاف دعا در حق ما فراموش نشه...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت   توسط جوان ایرانی  | 

دوست عزیزی که بابت قالب و پستها و کامنتها تشکر کرده بود:
به هر حال این وبلاگ متعلق به خودتونه !
خب چند وقتی هست تو مسنجر نیستم.
یادتون باشه سری به کامنت دونی دیگرون هم بزنین که بی جواب نمونن بنده خداها...
وای چه حالی میشم من!!!

از همه شما منونم که میاین و محبت خودتون رو تقدیم من میکنین.
منو شرمنده میکنین بخدا.
یادم باشه بعدا براتون مفصل تعریف کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت   توسط جوان ایرانی  |